محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

373

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

نمىتواند درست باشد . نخست اينكه ما درست نمىدانيم كه آيا در آن روزگاران كهن - دست كم 13 سده پيش از ميلاد - اصلا زبان عبرى بوده است يا نه « 1 » . و اگر چنين بوده است ، درست نمىدانيم كه آيا آن شاهزادهء مصرى قواعد اشتقاق لغوى در زبان عبرى را مىدانسته‌اند يا نه ، گذشته از اين كه دختر فرعون ، شاهزاده‌اى مصرى بوده است و از اين رو به زبان مصرى سخن مىگفته و مىانديشيده ، و نمىتوانسته است در زندگى روزانهء خود و در ميان مصريان كه بسيار از عبرانيان بيزار بوده‌اند ، به زبان عبرى سخن بگويد ، تا چه رسد به اين كه براى آن كودك نامى عبرى برگزيند . « 2 » و از اينجاست كه مورخ يهودى يوسف بن متى كوشيده است تا هم گزارش تورات را كه مىگويد موسى يعنى از آب گرفته شده ، پاس دارد و هم براى نام او ريشه‌اى مصرى بيابد . او گفته است : مصريان آب را « مو » مىگويند و از آب گرفته را « اوسيس » . البته يوسف يهودى چون مىخواسته ديدگاهش را با گزارش تورات ، هماهنگ گرداند ، آگاهانه معنى « اوسيس » را ناديده گرفته ، واژه‌اى كه خود دگرگون شدهء واژهء « حسى » مصرى است و در اصل حتى تا روزگار موسى در زمان سلسلهء نوزدهم ( 1308 - 1184 ق . م ) به معنى « ستوده » بوده است ، سپس از روزگار سلسلهء سىام ( 380 - 343 ق . م ) به اين سو معنى مردگان غرق‌شده‌اى را كه از نيل گرفته مىشدند تا به خاك سپرده شوند پذيرفته است . و از اين روست كه « كلمنت اسكندرانى » ( 150 - 212 ميلادى ) دربارهء سخن يوسف يهودى گفته است : چنين مىنمايد كه او معنايى را كه در روزگاران پس از موسى از اين واژه برمىآمده ، گرفته و به شيوه‌اى نادرست آن را همان معنايى پنداشته كه در روزگار موسى داشته است و ديدگاه خود را بر چنين پايهء ناروا و نااستوارى بنياد نهاده است . « 3 »

--> ( 1 ) . پيشينيان آراميان ، پيش از آنكه در فلسطين جاى گيرند ، به زبان آرامى سخن مىگفتند ، سپس به هر كجا مىرفتند به زبان همانان سخن مىگفتند ، در مصر به زبان مصريان و در كنعان به زبان كنعانيان ، اما زبان عبرى كه آميزه‌اى است از زبان‌هاى آرامى و كنعانى و چندين زبان ديگر سامى و غير سامى ، تاريخ پيدايى آن اندكى پيش از سال 1100 پيش از ميلاد است ( بنگر به : محمد عبد القادر ، الساميون فى العصور القديم ، قاهره ، 1968 م ، 208 ، نجيب ميخائيل ، همان ، 3 / 32 ؛ فؤاد حسنين ، التوراة الهير و غليفية ، 4 ) . ( 2 ) . احمد عبد الحميد ، همان ، 90 ؛ نيز : S . Freud , op - cit , p . 4 . ( 3 ) . احمد عبد الحميد ، همان ، 90 ، نيز : J . Cerny , " Greek Etymology of the Name of Mosis " , ASAE , vol . XLI , 1942 , p . 349 .